وقتی مرگ، حق نیست

واقعیت این است که کرونا آمده و استحاله‌ی مرگ را از معنا تهی ساخته است، اگر فکر می‌کنی شهروند بی پناهی هستی که در رقابت سیاسی قدرت‌ها قربانی شده‌ای یا اینکه موجودات نادیدنی عامل بیماری است، دیگر فرقی به حال تو ندارد.
فرج براری*
می گویند مرگ حق است، یک حق ترسناک.
همیشه چیزی که واقعاً مرا از مرگ می‌ترسانید، چگونه مردن بود‌، شاید شما هم این سوال را بارها از خود پرسیده باشید! اینکه کی و چگونه می‌میریم؟ آیا به دوران کهنسالی خواهیم رسید یا در میانه‌ی زندگی ناگهان بلیط ورود به عالم پس از مرگ را دریافت می‌کنیم؟
با آمدن کرونا این سوال را هر روز از خودت می‌پرسی، نکند با این درد بمیرم؟، و این گونه در میان انزجار دیگران مسیر دردناک و پرسوال سرکشیدن دریغ رحمت را طی کنم.
واقعیت این است که کرونا آمده و استحاله‌ی مرگ را از معنا تهی ساخته است، اگر فکر می‌کنی شهروند بی پناهی هستی که در رقابت سیاسی قدرت‌ها قربانی شده‌ای یا اینکه موجودات نادیدنی عامل بیماری است، دیگر فرقی به حال تو ندارد، مرگ در فروشگاه به انتظار است، مرگ در تاکسی است، مرگ کنار خیابان ایستاده است و کافی است دهانش را باز کند تا تو آسان به هلاکت برسی، آنجاست آن هیولای ناقل که با چشمانی حیرت‌زده وراندازت می‌کند.
اگر منتظرید دولت همانند کشورهای دیگر هر شب بیاید و آذوقه‌ی نانت را دم در بگذارد یا مقرری ماهانه‌ات را واریز کند یا آب و برقت را مجانی کند، احتمالاً تو را خواب و خیال برداشته! تا دیر نشده باید سر در گریبان فرو برده و به پستوی خانه بخزی، چون لااقل ارزشش را دارد که آدم فکر کند لایق مردنی چنین هولناک نیست.
می‌دانیم که اکثر مردم باید برای نان شب روز را در خیابان باشند، هزاران افرادی که اگر کار نکنند صاحبخانه اثاث‌شان را به کوچه می‌ریزد و شکم بچه‌هایشان گرسنه می‌ماند، این نه خطاب است و نه شماتت، اکنون دیگران که هیچ، نزدیکان و حتی صمیمی‌ترین دوستانت ممکن است قاتل تو باشند، قاتلی که کافی است فقط بدون ماسک نفس بکشد چون هر نفسی که فرو می‌رود دیگر ممد حیات نیست! ممد مرگ است و چون برآید از آنهم بدتر...
حالا تمام آن یاوه‌گویی‌هایی که از بام تا شام در موردش گفته‌اند، یا آن درمان‌های کذایی که ماه‌هاست به نافتان بسته‌اند را فراموش کنید، شاید تنها تصویری که ما را دلگرم کند، همبستگی آن هم در انزوای اجباری باشد.
چنانچه آلبر کامو در رمان طاعون می‌گوید: در سرزمین طاعون جزیره‌ای وجود ندارد، یا باید دوری کرد، یا با هم مرد.
*روزنامه‌نگار
نظرات ارسال نظر