اتاق فرمان ترور در تل‌آویو، یقه‌گیری سیاسی در تهران!

اینکه یک جریان حاضر باشد بدون ملحوظ دانستن منافع ملی کشور، از طریق ایجاد انشقاق و دودستگی در کشور و تضعیف سربازان گمنام منافذ را برای ورود تیم‌های عملیاتی دشمن باز نگه دارد، موضوع کمی نیست که بتوان از آن غفلت کرد.
علی‌اصغر اسدی*
دو روز پیش دکتر محسن فخری‌زاده دانشمند برجسته هسته‌ای و نظامی کشور، معاون وزیر و رییس مرکز تحقیقات و نوآوری دفاعی وزارت دفاع در عملیاتی تروریستی در آبسرد دماوند به شهادت رسید. اقدامی بزدلانه از سوی دشمنان پیشرفت و استقلال کشور که در صدر اخبار روز جهان قرار گرفت.
بدون شک فقدان این ظرفیت انسانی ارزشمند، دانشمند برجسته کشور و به اعتراف دشمنان یکی از چهره‌های قدرتمند جهان خسران جبران‌ناپذیری برای کشور خواهد بود، از این سو به دلیل نحوه اجرای این عملیات و همچنین شهادت این چهره ارزشمند کشور، یقیناً به غیرت هر ایرانی با هر دیدگاه سیاسی بر خواهد خورد.
اما نکته قابل تامل این رویداد تلخ و دردناک را باید در واکنش چهره‌های سیاسی مخالف دولت جستجو کرد. همانگونه که انتظار می‌رفت چهره‌های مخالف دولت که در طول چند سال اخیر از هر تلاشی برای تضعیف دولت فروگذار نکرده و تمامی ناکامی‌های کشور را به مذاکره و برجام گره زده‌اند، این بار نیز به جای تامل و تعمق در چرایی وقوع این اتفاق در حیات خلوت امنیتی کشور! انگشت تقصیر را متوجه دولت و دستگاه دیپلماسی کشور نموده‌اند.
بررسی نکته نظرات و مطالب انتشار یافته از سوی پروپاگاندای رسانه‌ای و شبکه هدفمند و درهم تنیده مجازی این جریان نشان می‌دهد که  جریان تشنه قدرت به جای تلاش سیستماتیک برای شناسایی حفره‌های امنیتی ایجاد شده در ساختار امنیتی کشور و کمک به بستن منافذ شکل‌گیری چنین رویدادهایی که امنیت ملی کشور را نشان گرفته است، به این ترور به مثابه دستاوردی بزرگ برای ایجاد مانع در مسیر مذاکره و دیپلماسی به عنوان برگ برنده جریان مخالف خود می‌نگرند.
دستاوردی همسان با اهداف پشت پرده این رویداد نگران کننده به کارگردانی نتانیاهو، بن سلمان، بن زاید و پمپئو که هدفی جز وارد کردن ایران به جنگی بزرگ و عقیم نمودن شعار احیای برجام از سوی جو بایدن در آن مستتر نیست.
بی گمان ترور پنج دانشمند هسته‌ای، یک ژنرال و نخبه بی‌نظیر نظامی و اینک نیز یک چهره برجسته علمی و نظامی با شهرت جهانی موضوع کم مقداری نیست که از آن به عنوان اهرمی برای سیطره بر قدرت در  جدال‌ها و نزاع‌های سیاسی استفاده کرد.
به یقین برجسته‌سازی انگاره معرفی مذاکره یا برجام به عنوان تسهیل‌کننده ترور این دانشمند بزرگ کشور و بزک نمودن جریان سیاسی منتسب با چشم‌انداز 1400 انتخاب غیرهوشمندانه‌ای است که با آدرس غلط دادن به مردم و غفلت از اصل دشمنی دشمن، معبر را همچنان برای عمیات‌های تروریستی بعدی باز خواهد گذاشت چرا که مردم بیش از هر کسی می‌دانند که چهار دانشمند هسته‌ای کشور در دوران انقلابی‌ترین رییس جمهور کشور به وقوع پیوست.
دوره‌ای که نه از  مذاکره و یا برجامی در آن خبری بود و نه اینکه مدیریت اجرایی در اختیار رییس جمهور غرب‌گرا قرار داشت و نه یک لیبرال سکاندار شورای عالی امنیت ملی کشور بود! و نه به قول تئوریسین‌های این جریان، رییس دستگاه امنیتی کار نابلد بود؟!
برای پردازش به جنبه‌های گوناگون این رویداد تهدیدکننده امنیت ملی، باید بدون دخیل دادن تفکرات جناحی و سیاسی به ساختارهای امنیتی کشور ورود کرد، چرا که این مقوله چیزی فراتر از شوآف‌ها و بازی‌های سیاسی رایج است و پروتکل‌های امنیتی کشور در حساس‌ترین جاها و در سطوح عالی مدیریت کشور تدوین استخراج می‌گردند.
از این رو باید با ظرافت و دقت بیشتری به مسایل و موضوعات امنیتی کشور پرداخته شود و مراقب بود این موضوع حساس  به سطح رسانه و فضای مجازی کشانیده نشود، چرا که معتقدیم به هر اندازه که موضوعات مهم امنیتی به صفحه روزنامه‌ها و بستر فضای مجازی و رسانه کشانیده شده و برای آن چالش ایجاد شود، به همان اندازه سرویس‌های جاسوسی و جوخه‌های ترور فرصت انجام عملیات در کشور کسب خواهند کرد.
بنابراین باید بدون ورود به لایه‌های امنیتی، به ذکر همین نکته بسنده کرده که با وجود دستگاه‌های بزرگ و هوشمند امنیتی و اطلاعاتی متعدد در کشور و  اشراف داخلی و بیرونی بر رویدادها و موارد تهدیدکننده امنیت ملی کشور، بروز چند فقره ترور و خرابکاری در کشور آن هم در پیش چشم دستگاه‌های امنیتی و انتظامی در یک دهه اخیر از وجود یک حفره امنیتی در کشور خبر می‌دهد که جا دارد به جای یقه‌گیری‌های سیاسی و استفاده ابزاری جریان‌های سیاسی برای تسلط بر ارکان قدرت در کشور، فکری جدی به این آسیب و موضوع تهدیدکننده امنیت ملی کشور بشود.
البته این نکته را نباید از یاد برد که بروز این اتفاق نگران‌کننده نباید به دستاوزیری برای تخریب وجهه سیستم پرقدرت امنیتی کشور و سربازان گمنام امام زمان بدل شود، چرا که آنان به عنوان چشم‌های همیشه بیدار امنیت پایدار کشور قطعاً بر این موضوع سوار شده و به زودی منافذ نفوذ امنیتی را مسدود خواهند کرد و مردم و دغدغه‌مندان نیز همچنان به قدرت امنیتی و هوشیاری سریازان گمنام ایمان راسخ دارند.
در واکاوی آسیب‌های این حوره مهمترین نکته مغفول در ساختار امنیتی کشور را باید در تعدد و موازی‌کاری‌های امنیتی و اطلاعاتی جستجو کرد، بی‌شک موازی‌کاری چند سیستم امنیتی با پرهیز از همپوشانی موضوعات و کیس‌های امنیتی به دلیل تفاوت ساختارها و تاسف‌بارتر رخنه مسایل سیاسی به درون آن می‌تواند در شکل‌گیری حفره امنیتی در کشور تاثیرگذار باشد.
اگرچه موضوعات امنیتی خیلی پیچیده‌تر از آن است که در یک یادداست ساده سیاسی به چند و چون لایه‌های متعدد آن پرداخت، اما نمی‌توان با وجود تعدد دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی در کشور و بروز عملیات‌های مسلحانه در قلب کشور به راحتی بر این موضوع چشم بست و به طرح موضوع نپرداخت. اما بی‌گمان ایجاد وحدت رویه، پرهیز از موازی‌کاری، دوری از افتراق و هم‌افزایی امنیتی یا تقسیم کار امنیتی در کشور می‌تواند حفره‌های موجود را مسدود نماید.
یکی از راه‌های ممکن برای فایق آمدن بر آسیب‌های ناشی از موازی‌کاری امنیتی از سوی دستگاه‌های متعدد امنیتی واطلاعاتی در کشور، شکل‌گیری ساختاری جدید هماهنگ کننده در رأس دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی کشور و هماهنگ‌سازی اقدامات امنتیی از طریق ساختار هماهنگ‌کننده جدید خواهد بود.
نکته پایانی هم متوجه سیاسیون است، فعالین و چهره‌های مطرح یک جریان سیاسی در کشور باید به این نکته اهتمام ورزند که نباید اقدامات و مواضع سیاسی برای رسیدن به قدرت، منافع ملی کشور را به چالش بکشد. اینکه یک جریان حاضر باشد بدون ملحوظ دانستن منافع ملی کشور، از طریق ایجاد انشقاق و دودستگی در کشور و تضعیف سربازان گمنام منافذ را برای ورود تیم‌های عملیاتی دشمن باز نگه دارد، موضوع کمی نیست که بتوان از آن غفلت کرد.
پر واضح است بروز برخی رفتارها و مواضع قابل تأمل عمدتاً منفعت‌طلبانه جریانی از سوی یک جریان خاص که شهوت قدرت چشمان آنان را کور کرده، مانع دیده شدن چالش‌های امنیت ملی و منافع کلان کشور از سوی آنان شده است، از این رو فعالین رسانه‌ای و مجازی نزدیک به این جریان باید این نکته را فراموش نکنند که اگر بخواهند جریان قدرت را در شکل‌گیری چنین ترورهایی دخیل بدانند، باید در موضعی بی‌طرفانه به تحلیل موضوع و کند و کاو در مسایل پیرامون آن بپردازند چرا که با مرور اتفاقات این روزهای سیاست داخلی، اتفاقات منطقه‌ای و بین‌المللی و پیش کشیده شدن مذاکره و احیای احتمالی برجام بر منافع سه ضلع نام برده شده، می‌توان چرایی این رویداد تلخ در کشور را در این چارجوب مورد بررسی قرار داد.
باید میزان تاثیرگذاری مذاکره، احیای احتمالی برجام از سوی رییس جمهور جدید ایالات متحده و تعدیل تحریم‌ها را بر منافع  جریان قدرت در داخل، منطقه و بین‌الملل به دقت مورد ارزیابی قرار داد. در کنار دقت نظر در این ارزیابی‌ها می‌توان به وضوح جهت و هدف تغییر مهره‌ها بر صفحه شطرنج قدرت و چرایی جابجایی هدفمند برخی مهره‌ها در این صفحه را تشخیص داد!
*فعال رسانه‌ای
نظرات ارسال نظر