ترور، راهکار بازیگران همسو قبل از ورود بایدن به کاخ سفید

آنچه که روشن و مبرهن و خالی از ابهام می‌باشد، این است که ترور منطقه آبسرد دماوند شلیکی به برجام و با انگیزه کشتن جسم نیمه‌جان آن بوده است.
محسن جمشیدی*
ترور و حمله به دانشمندان و کارشناسان فعال در پروژه‌های هسته‌ای منطقه‌ی خاورمیانه، یکی از تاکتیک‌های اصلی و قدیمی اسرائیل برای حفظ برتری هسته‌ای خود در این منطقه و انحصار جنگ افزارهای اتمی در دست خویش بوده و خواهد بود.
موج شوم ترورها از یک دهه پیش به ایران رسیده و اکنون نیز ترور دکتر محسن فخری‌زاده، رئیس سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع در منطقه‌ی آبسرد دماوند نشان داد که علیرغم برخی وقفه‌ها، ماشین ترور اسرائیل هنوز هم متوقف نشده است.
عادی سازی روابط چند کشور عربی حوزه‌ی خلیج فارس با اسرائیل و فعالیت محور عبری-عربی و تحولات و تحرکات چندماه گذشته در منطقه نشان داد که آینده‌ای مبهم برای این منطقه که همیشه مستعد ناامنی بوده است بایستی متصور شد.
انتخابات 2020 در ایالات متحده با تمام حواشی و فراز و نشیب‌هایش به پایان رسید و مشخص شد که دونالد ترامپ مهمان یک دوره‌ای کاخ سفید بوده و باید زودتر از آنچه که تصورش را می‌کرد و در ژانویه‌ی پیش روی، سکان هدایت ایالات متحده را به جو بایدن دموکرات بسپارد.
استراتژی کلان تیم بایدن در حوزه‌ی سیاستگذاری خارجی برای منطقه خاورمیانه  که متشکل از ایده‌پردازان دموکرات دوره اوباما هستند از چند ایده مهم و اساسی شکل گرفته است که مهمترین آن شاید بازگرداندن ثبات به منطقه ذیل هژمونی تعریف شده‌ی خود و رژیم‌های بین‌المللی برآمده از قدرت هژمون برتر باشد و نحوه اجرا و عملیاتی نمودن این ایده نیز، طراحی یک الگو برای برقراری توازن در منطقه می‌باشد.
این موضوع یعنی قدرت یک بازیگر ضد نظم را از طریق قدرت بازیگر رقیب مهار نموده و با استفاده از محدودسازی توان عملیاتی و میدانی بازیگر رقیب، هر دو قدرت مهار شوند، لذا قرار شده تا در بلندمدت بازیگر ضد نظم موجود مورد تایید هژمون برتر، یعنی ایران به تعهدات برجام برگشته تا از منطقه گریز هسته‌ای فاصله گیرد (هر چند نگارنده معتقد است که با وجود توافق در آینده و بازگشت دو کشور به برجام، این توافق باز مسکنی موقتی و گذرا خواهد بود چون نحوه نگاه و جهان‌بینی دو کشور در منطقه و جهان متفاوت است، اما در کوتاه مدت برای دو کشور موثر و مفید بوده و می‌توانند از دوره‌ی گذار فعلی عبور نمایند).
همچنین فروش تسلیحات و ادوات جنگی و حمایت از دیگر بازیگر منطقه‌ای یعنی عربستان سعودی نیز تا حدودی محدود و کمرنگ شود تا ذیل نظم موجود مورد تایید هژمون برتر، هر دو بازیگر مهار شوند.
اما در طرف مقابل، تلاش محور عبری-عربی برای  مین‌گذاری در مسیر بازگشت دولت جدید ایالات متحده به برجام و بحرانی کردن پرونده هسته‌ای ایران از رهگذر تحریک تهران به واکنش متقابل است، لذا این محور تلاش مضاعف می‌کند تا سیاست فشار حداکثری علیه جمهوری اسلامی و یا حداقل خطوط‌ کلی آن در دولت آینده آمریکا را حفظ نماید.
مع الوصف ترور مهمترین دانشمند هسته ای ایران، بخشی از کارزار حفظ میراث ترامپ و محور مورد حمایت وی در خاورمیانه در فقدان خود اوست.
سیاست خارجی ایران در چند سال اخیر با توجه به ملاحظات سیاسی، امنیتی-دفاعی و همچنین وضعیت اقتصادی و داخلی خود، جنگ نبوده و نخواهد بود اما مایل است سیاست نه مذاکره نه جنگ فعلی را به سیاست جنگ نه، مذاکره آری تغییر دهد و دولت بی‌صبرانه منتظر ژانویه و زمان تحویل قدرت در کاخ سفید مانده است، هر چند کلیت نظام نیز با اما و اگرهایی به تابستان آتی و پایان دولت فعلی می‌اندیشد.
اما محور عبری-عربی این انتظار را نمی‌خواهد و قصد تغییر موازنه‌های فعلی خاورمیانه را دارد، لذا از راه ارائه سیمایی پیشاجنگی از منطقه و برجسته کردن تهدید ایران، تلاش می‌کند راه بازگشت به دوران قبل از ترامپ را ببندد اما عکس‌العمل ایران به این تله‌ی امنیتی-سیاسی، بایستی صبر استراتژیک و مدیریت و عبور از این مرحله باشد.
نهایتاً تاثیر این ترور در تحولات پیش روی منطقه و از نگاه مسببین این حادثه تروریستی یعنی محور عبری-عربی بر روی سیاست خارجی ایران را می‌توان استفاده از نوعی تاکتیک (indirection approach) یعنی تاکتیک رویکرد غیرمستقیم دانست.
در این تاکتیک، مهاجم ذهن حریف خود را به عملیاتی محدود اما تاثیرگذار مشغول کرده تا توان حمله از جمیع جهات را بر وی به دست آورد که به نظر می‌رسد در حادثه‌ی دیروز این اتفاق رخ داده است. (تفسیرهای مختلفی که برای پاسخگویی در داخل  ایران به این مسأله مطرح می‌شوند از تجمع و اعتراض گرفته تا توییت و سخنرانی موید همین مطلب است)
اما آنچه که روشن و مبرهن و خالی از ابهام می‌باشد، این است که ترور منطقه آبسرد دماوند شلیکی به برجام و با انگیزه کشتن جسم نیمه‌جان آن بوده است.
*پژوهشگر سیاسی
نظرات ارسال نظر