نامهربان شده‌ایم

از زمان کوروش هخامنشی نام ایران و ایرانی با مهربانی عجین شده است، اصلاً چرا اینقدر دور، همین دوران دفاع مقدس را به یاد بیاورید و رفتار ما با اسیران، با کسانی که عزیزترین کسان‌مان را از ما گرفتند را بخاطر بیاوریم، مگر جز با مهربانی و دوستی بود؟
حجت نوروزی*
مدت زمانی است که نامهربان شده‌ایم، چرا؟ نمی‌دانم در مدرسه‌ای که درس خوانده‌ایم چند واحد درسی را گذرانده‌ایم اما چند واحد درسی جدید هم آرام‌آرام به درس‌های ما در دانشگاه زندگی اضافه می‌شود مثل: نامهربانی، دوگانگی، بی‌انصافی، خشونت، قهر، تفرقه و... اما شاید ما که درس می‌خوانیم راه مدرسه را گم کرده و طالب این‌گونه سرمشق‌ها شده‌ایم.
همین دیروز بود که برای هم جان می‌دادیم، همان روزهایی را می‌گویم که صدام در قامت یک متجاوز به خاک میهن، ما را نشانه رفته بود و پیر و جوان، باسواد و بی‌سواد، جان در یک صف و در پشت دروازه‌های منتهی به بغداد، کیلومترهای مانده به کربلا را می‌شمردیم، افسوس که به همین زودی فراموش شد.
یکبار دیگر به دور و برمان نگاهی بیندازیم! به هر کوچه و خیابان که نگاه کنیم نام شهیدی بر آن نقش بسته است که یا پسر ماست، یا برادرمان، یا پدرمان، یا همسایه، یا همشهری و یا هموطن ما. هنوز کاوشگران جهادگر ما در دل زمین به دنبال پیکر پاک شهدایمان هستد و ما هم آرام آرام در حال فراموش کردن همه چیز هستیم و اینجاست که باید گفت جمله «بشر، چشم سفید است» چندان بیراهه نیست!
راستی اگر یک روز خانواده همین شهدا ما را زیر سوال ببرند به آنها چه خواهیم گفت؟ صدای امام راحل هنوز در فضای اطراف ما جاری است و اگر دقت کنیم هنوز هم می‌توانیم بشنویم. کمتر سخنرانی از امام را سراغ داریم که ابتدا از وحدت سخن نگفته باشند، مدام وحدت و یکپارچگی را توصیه می‌کردند؛ آری، رمز پیروزی ما وحدت بود و اگر قرار باشد که بمانیم باید متحد باشیم و قدر یکدیگر را بدانیم، باید یار هم باشیم نه بار هم.
اگر کمی اهل مطالعه باشیم و سری به رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی بزنیم می‌بینیم که چگونه وحدت و یکدلی از بین ما رفته و جای آنرا نامهربانی، تهمت و دودستگی گرفته است.
یکی بر طبل چپ می‌کوبد و یکی بر طبل راست، این وری به آن وری برچسب کم‌کاری و همکاری با دشمن را می‌زند و آن وری هم این وری را به خطر انداختن منافع ملّی متهم می‌کند. اکثریت، اقلیت را به سنگ‌اندازی در اداره امور کشور و اقلیت هم اکثریت را به از دست‌دادن فرصت‌ها و تبدیل کردن آنها به تهدید متهم می‌کند و هر روز این ماجرا ادامه دارد.
باید گفت که همه ما ایرانی، برادر و از همه مهم‌تر مسلمان هستیم و براساس آموزه‌های ما تهمت زدن به انسان‌ها عرفاً و قانوناً هم منع شده و هم مجازات دارد و در اسلام و نزد مومنان، آبروی انسان با جان آدمی برابری می‌کند اما متاسفانه ما به راحتی همدیگر را متهم می‌کنیم. اکنون که به گفته مسئولان کشوری شرایط کشور حساسی است و در موقعیت حساسی قرار داریم آیا از اینگونه رفتارها و عملکردها سودی خواهیم برد؟
از زمان کوروش هخامنشی نام ایران و ایرانی با مهربانی عجین شده است، اصلاً چرا اینقدر دور، همین دوران دفاع مقدس را به یاد بیاورید و رفتار ما با اسیران، با کسانی که عزیزترین کسان‌مان را از ما گرفتند را بخاطر بیاوریم، مگر جز با مهربانی و دوستی بود؟ حالا چه بر سر ما آمده که از مهربانی کردن به هم‌دین، هموطن و برادر خود عاجز مانده‌ایم و این چنین به صورت نامهربانانه‌ای شمشیر را از رو بسته‌ایم؟ مگر شمشیر برای مقابله با دشمن نیست پس چرا برای یکدیگر آنرا به کار می‌گیریم؟!
در این برهه زمانی که قرار داریم فقط آیه‌های مهربانی کارسازند، پس بیایم با هم مهربان‌تر باشیم و با تلاش و کوشش بیشتر برای سربلندی ایران عزیز تلاشی مضاعف داشته باشیم.
*خبرنگار و فعال رسانه‌ای
نظرات ارسال نظر