کرونا و نگرانی جامعه معاصر

خطرالبته همیشه با ما بوده است با اجداد ما و تمام آنها که پیش از مادر این زمین می‌زیستند‌ اما آن خطرها اساساً داستان متفاوتی با آن چه ما اکنون تجربه می‌کنیم داشتند.
عبدالحسین رحمتی*
اولریش بِک، جامعه‌شناس آلمانی (۲۰۱۵-۱۹۴۴) است و دو تز کانونی آرا او، ایده‌ی مخاطره و مدرنیزاسیون بازتابی است. اوکتابی دارد به نام "جامعه‌ی در مخاطره‌ی جهانی" که اتفاقاً تنها کتاب اوست که در ایران به فارسی ترجمه شده است.
بک کتابش را با این جمله آغاز می‌کند: "در تمام جهان، جامعه‌ی معاصر، تنها تغییر بنیادی را از سر می‌گذراند که مدرنیته‌ی مبتنی بر روشنگری را با چالش مواجه گرده است".
به این تعابیر او دقت کنیم: "تمام جهان"، "تغییر بنیادی"، "به چالش کشانیدن مدرنیته مبتنی بر روشنگری"، که زمینه‌ی همه‌ی این مفاهیم، مفهوم کلیدی "جامعه یا مخاطرات" است. تغییر تمام جهان بر این نکته دلالت دارد که جامعه‌شناسی معاصر، فقط و فقط می‌بایست بر تحلیل تمام جهان متمرکزشود. به سخن دیگر گستره‌ی نظری روان‌شناختی‌اش، تمام جوامع جهان معاصر، و دورنمایش، شناسایی معضلات برساخته‌ی بشری و توزیع و تسهیم مشارکت دادن تمام جوامع برای رفع معضلات می‌باشد.

ویژگی‌های جامعه‌ی مخاطره‌آمیز
جامعه‌ای که در آن نگرانی افراد از آفات و بلایای طبیعی، قحطی و زلزله، به سمت مخاطرات ناشی از فعالیت‌های انسانی که اغلب شکل جهانی و عالم‌گیر دارند متوجه شده است و به تعبیر بک اگر قوه‌ی محرکه‌ی جامعه‌ی طبقاتی و صنعتی در این شعار خلاصه می‌شود که "گرسنه‌ام" شعار جامعه‌ی جدید این است که "می‌ترسم" یا "نگرانم".
او مدعی است در حالی که در جوامع ماقبل مدرن، انسجام بر پایه‌ی نیاز بود، انسجام دنیای معاصر بر پایه‌ی نگرانی است. به نظر بک در برابر خطرات هسته‌ای، شیمیایی و بیوتکنولوژیکی، دیگرامکان تصمیمات معتبر و مقتدر که توسط گروه‌هایی از متخصصان گرفته می‌شد، وجود ندارد بلکه در میان گستره‌ی عظیمی از گروه‌های اجتماعی پراکنده است که ارتباط متقابل پیوسته‌ی آنها می‌تواند جامعه را به سطح جدیدی از خودانتقادی برساند.
جامعه‌ی مخاطره‌آمیز فقط از این واقعیت برنمی‌خیزد که زندگی روزانه عموماً خطرناک شده است. مسئله بیشتر بدون مرز شدن مخاطرات غیرقابل کنترل است‌. مدرنیزاسیون بازتابی موتور محرکه و مشخص کننده‌ی جامعه‌ی در مخاطره است و مطابق با آن پیشرفت جامعه‌ی کنونی، از خلال سازماندهی مجدد و بهبود و اصلاح دوباره صورت می‌گیرد‌.
امروز ویروس کووید ۱۹ یا همان کرونا، مهر اثبات نظریه‌ی جامعه‌ی درمخاطره جهانی اولریش بک است. ویروسی که مرز نمی‌شناسد و جهان را در مخاطره قرارداده است. به قول "زیگموند باومن" که درباره‌ی دوران مدرن و آثار آن بر حیات ما در کتاب "ترس سیال" از اضطراب مداوم در زندگی ما و خطراتی که بی مقدمه و هر آن ممکن است گریبانگیر ما شوند می‌گوید و استعاره‌ی مورد علاقه‌اش این است که: "انگار در حال راه رفتن در میدان مین هستیم".
باید با وجود ویروس کرونا احساس خطر کرد. خطرالبته همیشه با ما بوده است با اجداد ما و تمام آنها که پیش از مادر این زمین می‌زیستند‌ اما آن خطرها اساساً داستان متفاوتی با آن چه ما اکنون تجربه می‌کنیم داشتند. احتمال می‌دهیم تا ۹۰درصد فلان اتفاق رخ ندهد اما در نهایت با آن ۱۰ درصد باقیمانده گرفتار هستیم. البته آنچه اولریش بک با مقولات جدید خود در نظر دارد نوعی جامعه‌شناسی سیاسی با امید رسیدن به جامعه‌ی جهانی قابل تغییر با کسب شناخت متفاوت از دنیا، با استفاده ازروشنگری است. او امید داشت و این امید به قول خودش واقع‌بینانه است.
بیایید فراملی بیندیشیم، فراملی آموزش ببینیم و فراملی زندگی کنیم‌. مثل یک شهروند قانونمند با امید به فردایی بهتر، قدم برداریم.
*دانش آموخته دکتری جامعه‌شناسی سیاسی
نظرات ارسال نظر