به مناسبت اربعین هجرت حاج سامی شهبازی؛

در عزای قلم

آری؛ قلم مدتی است که شهبازوار، سامی را در بین ستارگان می‌خواند و خورشید نامش را به کهکشان‌های راه شیری می‌سپارد تا پژواک پژاره را از خانه مطبوعات ایلام بزداید.
سیدحرمت اللله موسوی‌مقدم*
قلم‌ مخزن اسرار‌ است و معدن اخیار، بطن او سرشاراز ناگفته‌های تلخ تاریخ است و ناشنیده‌های جان‌فرسا.
هرکس دردمند است به او پناه می‌برد تا سخنش را بر دَشت دل جاری و در مصاف با مشکلات یاری کند.
قلم، راز خود و نیاز دیگران را بر سیمای سفید کاغذ می‌ریزاند و حرف و کلمه و جمله را با سطر پیوند می‌دهد تا عبارات سخن بگویند، حوادث رُخ‌ کنند و معانی منتقل و خاطرات ماندگار شوند.
اما این روزها، قلم در فقدان ارباب خود عزادار است و روایتگر هیچ رخدادی نیست، چهار، ده روزاست که بغضش را پنهان کرده و غم می‌خورد و هیچ بُرون نمی‌دهد.
اشکش به آسمان می‌رود و یار را در خانه زار می‌جوید.
آری؛ قلم مدتی است که شهبازوار، سامی را در بین ستارگان می‌خواند و خورشید نامش را به کهکشان‌های راه شیری می‌سپارد تا پژواک پژاره را از خانه مطبوعات ایلام بزداید.
قلم در فراق فرشته فرهمندش محزون است و مغموم و چهل روز است که صدای سامی را می‌طلبد و شقایق شهباز را بهانه می‌کند.
او چون اویس قِرَن، شمیم شهبازی را در قطعه هنرمندان استشمام و مُرَکّب مهربانی‌اش را در بین یاران یافته است.
شمع وجود حاج سامی شهبازی چهل شبانه روز است که در سایه سنگین عدم قرار گرفته و اقلیم عمر و عمود آشیانه همکاران را تاریک و دیجور کرده است.
چند روزی است که چراغ افاضاتش در قرارگاه کرونا خاموش، جمال جمیلش در کارگروه خالی و درخت وجودش در بوستان دوستان سر به زیر است.
چند صباحی است که کِلکِ کرامتش به قلم فرمان نمی‌دهد، جام جهان بینش بر فراز جانمان در جولان نیست و نجوای نجابت او، گوش هوشمان را نمی‌نوازد.
گویا در غیبت خادم خانه و پژاره پژمان، دست و دل و دانش و دیده قلم نیز در چمبره افسردگی گرفتارشده و قادر به ابراز وجود نیست‌.
پس بیائیم در عزای قلم شریک شویم و نام نیک اربابش را در گلدان ابدیت جاودانه کنیم.
روحش شاد‌ و یادش مستدام.
*خبرنگار
نظرات ارسال نظر