تالِب؛ املایِ نگاشته!

در مقایسهٔ شهرداران ایلام و تهران، صادقیان در تراز کرباسچی واقع می‌گردد. چه او سرفصل جدیدی از مدیریت و توسعهٔ شهری بنا نهاد و صادقیان نیز بر همین مسیر رفت.
عبدالصاحب ناصری*
او نسبت به هر تصمیم و عمل خود در مقام شهردار، در هر مرجع قانونی جهت پاسخگویی تکلیف روشن دارد.
نسبت او و نگارنده، نسبت دو شهروند است و نه هیچ چیز دیگر.
راقم نه قصد و نه صلاحیت ورود در پیگیری‌های صورت گرفته از جانب مراجع ذی‌صلاح را دارد، اما می‌خواهد در مقام یک کنش‌گر اجتماعی و به منظور تحلیل آنچه در ۴۵ ماه از مهر ۱۳۹۶ تا تیر ۱۴۰۰ در حوزهٔ مدیریت شهری بر شهر ایلام گذشت و در بیان دغدغهٔ صیانت از سرمایه‌های اجتماعی، مطالبی را برای درج در تاریخ این دیار به رشتهٔ تحریر کشد.
از بدو تأسیس شهرداری ایلام در سال ۱۳۱۶ خورشیدی تا سال ۱۴۰۰ خورشیدی و در طی ۸۴  سال، ۴۰ شهردار و سرپرست شهرداری در شهر ایلام نصب و عزل گردیده‌اند و بدین قرار معدل عمر مدیریت شهری ۲۵ ماهه است!
از سال ۱۳۱۶ تا سال ۱۳۵۷ در مدت زمان ۴۱ سال، ۱۰ شهردار سکان شهـرداری ایلام را با متوسـط عمر مدیریتی ۴۹ ماه در دست گرفته‌اند که طولانی‌ترین عمر مدیریت شهری در این برههٔ زمانی به شادروان مرحوم حاج عبدالصاحب نورالهی با مدت زمان ۸۳ ماه تعلق دارد.
از سال ۱۳۵۷ تا سال ۱۴۰۰ و در طول ۴۳ سال ۳۰ نفر  با متوسط عمر مدیربتی ۱۷ ماه بر کرسی شهرداری ایلام تکیه زده که رکورد عمر مدیریت شهری در دورهٔ نخست شهرداری به نام مرحوم زنده‌‌یاد حاج غلامرضا عبدالهی‌پور با مدت زمان ۱۱۳ ماه ثبت است.
طالب صادقیان چهلمین شهردار از بدو تأسیس شهرداری ایلام و سی‌امین نفری است که پس از انفلاب عهده‌دار مدیریت شهری می‌شود. او از بلواری که نام دانشجو بر خود دارد و بوی کتاب و جزوه در آن پیچیده و از کرسی هیئت علمی دانشگاه آزاد به مدد شورائیان پنجم ـ که هم‌تبارانش یک رأی تا اکثریت در آن کم دارند ـ بر بال پرستو می‌نشیند و از منتهی الیه شمال غرب شهر ایلام به ساختمان شهرداری در شمال شرق کوچ مدیریتی می‌کند.
طالب که در طلب دانش عالی‌تربن پله‌های تحصیلات علمی تخصصی با امور شهرسازی را طی‌ نموده و در دانشگاه‌ها و مراکز علمی با تدریس اصول فنی و مهندسی به تربیت دانشجویان پرداخته و از دیگر سوی، دنیا دیده‌ای است که رهاوردهای بشر را در ساخت و ساماندهی شهرها دیده و در بخش خصوصی حوزهٔ عمرانی به کسب تجربه پرداخته است، در رؤیای ساختن ایلام، متناسب با نیازهای نوپدید، برنامه‌های چند جانبه‌ای را بر مدار شهر انسان محور ارائه می‌دهد.
احداث پیاده‌راه، گشودن گره‌های ترافیکی، تحول در مبلمان شهری، خروج مطب پزشکان و نمایشگاه‌های خودرو فروشان از هستهٔ مرکزی شهر، احداث پارکینگ طبقاتی و موارد متعدد دیگر از وعده‌هایی بود که صادقیان بر صادقانه بودن آنها جد و جهد وافر می‌کرد. 
البته در نگاه و برنامه‌های استاد دانشگاهی که اکنون بر دامن "شه‌ڶه‌م" و از فراز سرسبزی پارک سراب و در قامت شهردار به نظارهٔ شهر و سامان و نابسامانی‌اش پرداخته بود، امور فرهنگی گم نگشت.
برنامه‌های شهردار چهلم که باید تصویب و حمایت شورائیان را نیز با خود می‌داشت و ضرورت‌های امور شهر و ذائقهٔ شهروندان نیز در آن لحاظ می‌گشت، البته که همانند هر برنامهٔ بشری قابل نقد و نقض و نظارت و رصد و جرح و جراحی بود. تأمین منابع اجرای آن برنامه‌ها و پایش چگونگی هزینه‌کردها بی‌تردید نیازمند مداقه و مراقبت بوده و هست.
شاید ادعای گزافی نباشد که طالب از جمله نوادر شهرداران علمی، تخصصی و صاحب برنامه‌ای بود که متولی مدیریت خدمات شهری گشت. ضمن پایبندی به حق تحفظ نقد و نظارت بر اجرای پروژه‌ها و نیز احترام به ترجیحات تخصصی در تشخیص اولویت‌ها، افکار عمومی بر این داوری است که شهر ایلام در ۴۵ ماه کوشش طالب صادقیان، کارگاه تلاش‌ و سازندگی بوده است. به نحوی که در هر منطقه و محله‌ای از این شهر رد پای واضحی را می‌توان از خدمات شهرداری مشاهده کرد.
در مقایسهٔ شهرداران ایلام و تهران، صادقیان در تراز کرباسچی واقع می‌گردد. چه او سرفصل جدیدی از مدیریت و توسعهٔ شهری بنا نهاد و صادقیان نیز بر همین مسیر رفت.
اکنون تالب املای نگاشته‌ای است، که هم تصحیح می‌شود و هم به او نمره‌ای داده می‌شود و هم مبنا برای عملکرد کسانی قرار می‌گیرد که در آینده بر این شهر مدیریت خواهند نمود. 
عمری به درازای اندکی بیش از سه دهه است که بر من نام معلم گذاشته‌اند، اجازه می‌خواهم تقاضا کنم در تصحیح املای دیگران، ما راه غلط نظام آموزشی را نرویم. ما معلم‌ها اگر متنی ۱۰۰ کلمه‌ای از دانش‌آموز املا بگیریم و او ۲۰ کلمه نادرست و ۸۰ کلمه درست بنویسد، در برگهٔ او عدد صفر درج و ثبت می‌کنیم! حال آنکه در واقع او حائز نمرهٔ ۸۰ از ۱۰۰ شده است!
جامعه، نظام آموزشی، نظام مدیریتی و نظام حاکمیتی برای طالب صادقیان‌ها هزینهٔ هنگفت نموده‌اند تا به این پایه و مایه رسیده‌اند، ای کاش روندها به گونه‌ای غیر از بازی مار و پله و بر مبنای اصل المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و بر پایهٔ مراقبت و مواظبت مؤمنانهٔ مشفقانهٔ هادیانه، تعریف و طراحی می‌گشت. کاش خرمن‌های جامعه از حریق در امان بودند!
۱۴۰۰/۴/۱۷
*فعال سیاسی
نظرات ارسال نظر