چند می‌گیری لایک کنی؟

مخاطب اصلی شاخ‌های مجازی، قشر عامه و بعضاً آسیب‌پذیر جامعه هستند که در این سناریو به عنوان طرفدار و فالوور ظاهر می‌شوند و وظیفه اصلی آنها لایک کردن و درج کامنت‌های تحسین برانگیز برای اینگونه نمایشگری‌هاست
فردین حسینی*
انسان در عصر کنونی از مرز مصرف برای تامین نیاز عبور کرده و تمایل دارد سبک زندگی‌اش را در قالب رشک برانگیزانه‌ای بازنمایی و با دیگران به اشتراک بگذارد. در واقع ما در عصری زندگی می‌کنیم که با سه مشخصه مصرف اغراق شده یا همان مصرف متظاهرانه، تن‌آسایی غلوشده و به رخ کشیدن فزاینده ثروت، تعریف می‌شود.
مصرف متظاهرانه یکی از مکانسیم‌های رفتاری انسان امروزی است که با تحلیل محتوا در شبکه‌های اجتماعی به خوبی فهم و انتزاع می‌شود و شبکه‌های اجتماعی و در راس آنها اینستاگرام، تبلور تئوری مصرف متظاهرانه هستند.
افرادی که در صفحات مجازی خود اقدام به اشاعه فحشا، بی‌عفتی، عربده‌کشی و ... می‌کنند بخشی از مسائلی هستند که در تمامی فضای مجازی وجود دارند و شاید راه حل آن آموزش صحیح برای استفاده از آن هستند.
آرایش‌های عجیب و غریب و عمل‌هایی که به عنوان تغییر زاویه صورت، صورت را از گرد به ذوزنقه تغییر می‌دهند جزو معیارهای زیبایی گروهی از ایفلوئنسرهای اینستاگرام است. این گروه برای گرفتن فالوور و لایک بیشتر، مرزهای عفت و حیا را زیر پا گذاشته و برای سبقت از رقیبان خود در این عرصه، خود را برهنه‌تر و بی‌حیاتر نشان می‌دهند. این گروه که به پلنگ اینستاگرام معروف شده‌اند در فضای مجازی عاشق می‌شوند، در فضای مجازی ازدواج می‌کنند و در همین فضا طلاق می‌گیرند و شکست عشقی می‌خورند.
عکس‌های سلفی و لایوهای شاخ‌های اینستاگرام نشان دهنده میل خودشیفتگی پایان ناپذیر قشری است که برای دیده شدن دست به هرکاری می‌زنند. نکته جالب این گروه، مادرانی هستند که خود را به اشکال مختلف آرایش می‌کنند و تصاویر خود را در شبکه‌های اجتماعی به نمایش می‌گذارند و به شکل ضمنی خود را متمایز و پسندیده جلوه می‌دهند و به عبارتی میل به دیده شدن را از این طریق با مخاطب به نمایش می‌گذارند.
گروه دیگری که به لطف وجود شبکه‌های اجتماعی و اینستاگرام معروف شده‌اند اراذل و اوباشی هستند که از محافل خود فیلم گرفته و با کری خوانی برای دیگران فالوور جذب می‌کنند. این گروه برای اینکه مرزهای قدرت خود را مشخص کنند با ارسال فیلم‌هایی در فضای مجازی شروع به تهدید کردن رقیبان خود می‌کنند. اراذل اینستاگرامی تنها به گنده لات‌ها محدود نمی‌شوند بلکه مسئله معرفی سبک زندگی لاتی و افتخار به دعوا کردن با بیشتر شدن سهم فضای مجازی در زندگی مردم، شکل دیگری به خود گرفته است.
لات‌های اینستاگرام زندگی خود را با کشیدن قلیان در قهوه‌خانه‌ها، نمایش بدن‌های خالکوبی شده و چرخاندن چاقو و قداره به دیگران معرفی می‌کنند.
گروهی از بازیگران و چهره‌های مشهور هنری که خود را با عنوان سلبریتی به جامعه معرفی می‌کنند با ظاهری همراه با غرور و القای شایستگی در شبکه‌های مجازی حاضر می‌شوند که نشان از نیاز مبرم آنان به توجه و احترام است. سلبریتی‌ها نمادهایی از زندگی متقاعد کننده و لاکچری، از جمله حضور در مکان‌های مجلل، طبیعت و گذراندن اوقات فراغت در خارج از کشور را به اشتراک می‌گذارند. مشکل اصلی سلبریتی‌ها این است که چون در عرصه هنر فعالیت می‌کنند و هنر باعث معروفیت آنها شده است ژست‌های روشنفکرانه و سمبلیک به خود می‌گیرند و در تمامی مسائل جامعه اظهارنظر و دخالت می‌کنند و از این طریق خود را مهم جلوه می‌دهند و در خیال خود اینگونه رویاپردازی می‌کنند که اگر آنها در جامعه نباشند مردم به گمراهی و ظلالت کشیده خواهند شد.
گروه دیگری از جامعه وجود دارند که تفاوت‌های جنسیتی‌شان باعث شده تا در شبکه‌های اجتماعی برای جذب فالوور بیشتر دست به اشتباه‌ترین شکل ممکن بزنند. ترنس‌ها گرچه از نظر شرعی و اجتماعی هیچ مشکلی برای زندگی در جامعه ندارند ولی عده‌ای از آنها با آرایش‌های عجیب و غریب در فضای مجازی ظاهر می‌شوند. آنها با ساخت صفحه‌های مختلف در شبکه‌های اجتماعی با صدا و عشوه‌های غیرعادی درباره مسائل جامعه بحث و تبادل نظر می‌کنند و از این طریق که بدترین راه ممکن است برای خود فالوور و لایک جمع می‌کنند.
گروه کوچک‌تری که در فضای مجازی فعالیت می‌کنند کسانی هستند که برای تبلیغات و درآمدزایی به یکی از آسیب‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. این گروه با تبلیغ‌های کذب و غلو شده برای آرایشگاه‌ها و اکستشن مو، رستوران‌ها، لباس، دکتر زیبایی، سایت‌های شرط‌بندی، فالگیری و رمالی برای خود کسب درآمد می‌کنند. مشکل این گروه تبلیغ برای مکان‌ها و موضوعات غیرمجاز است.
مخاطب اصلی شاخ‌های مجازی، قشر عامه و بعضاً آسیب‌پذیر جامعه هستند که در این سناریو به عنوان طرفدار و فالوور ظاهر می‌شوند و وظیفه اصلی آنها لایک کردن و درج کامنت‌های تحسین برانگیز برای اینگونه نمایشگری‌هاست. متاسفانه در میان این گروه افرادی وجود دارند که در محرومیت فرهنگی به سر می‌برند و هرچه را که خودشاخ پندارها به خورد آنها می‌دهند به سادگی هضم می‌کنند. متاسفانه این گروه با چشمان بسته به دنبال ایفلوئنسرها هستند و بلندگوی تفکرات آنها در جامعه شده‌اند.
انسان موجودی است اجتماعی که در تعامل با دیگران هویت پیدا می‌کند، ارتباطات انسانی با وجود شبکه‌های اجتماعی به شدت فراوان شده و جای خود را به فردگرایی و خودمحوری داده و فرد را به طرف تنهایی سوق ‌می‌دهند. عکس‌های دسته جمعی و خانوادگی، جای خود را به عکس‌های سلفی داده‌اند که نماد تنهایی در جامعه  و تمنای دیده شدن هستند. وقتی ما با یکدیگر و در کنار خانواده عکس می‌گیریم نشان از حضور دیگرانِ مهمی دارد که ما در کنار آنها هویت پیدا می‌کنیم دیگرانی مثل پدر و مادر که هویت و شناسنامه ما هستند اما متاسفانه با وجود پیشرفت تکنولوژی و فناوری‌های روز ما از هویت خود فاصله گرفته‌ایم.
مصرف متظاهرانه با بیان غلط منزلت اجتماعی فرد، دارای آثار سوءاقتصادی و اجتماعی می‌باشد که سبب مصرف‌گرایی شدید و افزایش شکاف طبقاتی در جوامع امروزی شده است. متاسفانه این مسئله با توجه به گسترش جمعیت و ارتباطات انسانی به عنوان معیاری برای ارزیابی جایگاه اجتماعی افراد شناخته می‌شود. این امر سبب گسترش رویکرد مادی‌گرا در جامعه شده و تبلیغی برای خودشاخ‌پنداری، خرید و مصرف کالاهای خاص و لاکچری می‌باشد.
اما به راستی در همه این سال‌ها چقدر به ما یاد داده‌اند که از فضای مجازی به درستی استفاده کنیم؟ آیا الگوهای اجتماعی ما مقصر هستند؟ آیا برخورد مجرمانه با گروه‌هایی که بخش اعظمی از آنها اختلال شخصیتی دارند اوضاع درهم و برهم فضای مجازی را درست می‌کنند؟ اما سوال اصلی اینجاست که برای این ملغمه بی در و پیکر در اینستاگرام چه باید کرد؟
*خبرنگار
نظرات ارسال نظر