جامعه تتلو ساز

یک جامعه‌شناس عقیده دارد که به دلیل مشکلات اجتماعی که جامعه امروز ایران درگیر آن است، حتی اگر همین امروز یکی مانند تتلو را حذف کنیم، جامعه ما فردا چند نمونه دیگر آن را می‌سازد.
یکی از مواردی که در بررسی پدیده های اجتماعی بسیار حائز اهمیت و راهگشاست، تحلیل موضوع از منظر اجتماعی و نقشی است که جامعه در شکل دهی و ایجاد آن دارد؛ اساساً در شکل‌گیری آسیب‌ها در هر جامعه، اخلاق اجتماعی و نوع مواجهه رسمی (قانون) و غیررسمی (عرف) با آن موضوع اهمیتی حیاتی در استمرار یا حذف معضل دارد.
جامعه سالم همچون یک سیستم بسامان، کژکارکردی‌ها را تشخیص داده و تلاش می‌کند تا از اختلالاتی که آنان می‌تواند در کل سیستم ایجاد کنند، جلوگیری کند؛ اما یک جامعه ناکارآمد به دلیل گیرافتادن در یک چرخه معیوب، نه تنها توانی در مقابله با عناصر مختل کننده ندارد بلکه دائما آنان را بازتولید می کند.
آنچه در ادامه می آید، گفت وگوی پژوهشگر ایرنا با دکتر «علیرضا شریفی یزدی» جامعه شناس، پژوهشگر و استاد دانشگاه در همین راستا است.
این  استاد دانشگاه، ابتدا و در تحلیل داستان اخیر (بیش از ۱۶ میلیون کامنتی که برای یکی از پست های امیر تتلو در فضای مجازی گذاشته شده و بار دیگر این فرد را در محور توجه قرار داده است) گفت: این موضوع دو قسمت دارد؛ تحلیل روانشناختی و جامعه شناختی. آن بخشی که به امیر تتلو مربوط می شود، و رفتارهایی که از این آدم سر می زند را باید از بعد روانشناسی بررسی کرد. نوعی قبح زدایی و شرم ستیزی معمولا در این رفتار این افراد وجود دارد که تلاش می کنند تا رخدادها و پدیده های نامتعارف را که مورد پسند اکثریت جامعه نیست، به عنوان یک امر طبیعی جلوه بدهند؛ به عنوان مثال جمله ای که این آقا در گرجستان مطرح کرد یکی از این قبح زدایی ها است که حتما می تواند آثار سوءتربیتی برای بخشی از این دو میلیونی که دنبال کنندگان وی هستند، داشته باشد؛ ضمن این که قسمتی از این تحلیل مستلزم این است که باید این آدم از نظر روحی و روانی مورد مطالعه قرار گیرد و رفتارهایش زیر نظر یک روانشناس بررسی شود؛ با توجه به رفتارهای ایشان به نظرم می رسد که ایشان تیپ شخصیتی ضداجتماعی یا به اصطلاح ای.اس.پی.دی Antisocial personality disorder) یا ASPD) دارد؛ معمولا شخصیت های ضداجتماعی هنجارشکن هستند که این رفتار در نزد برخی از مردم (و حتی متاسفانه نزد برخی انتلکتوئل ها یا روشنفکران) به صادق و روراست بودن تعبیر می شود، در حالی که همانطور که عرض کردم، بیشتر شرم ستیزی است تا صادق بودن.
این جامعه شناس افزود: اما در باب تحلیلی که به لحاظ اجتماعی، از این که چرا افرادی این شخصیت ها را دنبال می کنند، می توان ارائه داد این است که اولا دنبال کنندگان این افراد یک دست نیستند؛ گروهی از افراد هستند که اساسا از سلبریتی ها و این گونه افراد نوعی قهرمان می سازند؛ و این قهرمان خیالی را در ذهن خود می پرورانند و موفقیت را در این می بینند که فرد مشهور، نامدار، پولدار می شود؛ ضمن اینکه متاسفانه ما در داخل کشور در پاره ای از اوقات اشتباهاتی را مرتکب می شویم و بنابر برخی ملاحظات مسائل این افراد را بزرگ می کنیم؛ مانند خطایی که در انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفت و دیدیم که تتلو در آنجا نقش آفرینی کرد؛ در نتیجه، این رفتارها به این گونه شخصیت ها، وجهه ای میان مدت و کوتاه مدت می بخشد.

ولگردی مجازی
«گروهی دیگر از افراد هستند که اصولا از سرکنجکاوی این افراد را دنبال کرده و کامنت ها می گذارند؛ این دسته شامل آدم هایی است که از مرحله وب کاوی به مرحله وب گردی و از آن به ول گردی مجازی رسیده اند؛ یعنی آدم هایی که اعتیاد مجازی دارند و ساعات طولانی در پیج ها و شبکه های مختلف اجتماعی می گردند و از هر جایی به دنبال موارد و جذابیت هایی چون امیر تتلو و حواشی آن هستند».
وی افزود: گروهی هم هستند که در جهت مخالفت به این ماجراها ورود می کنند، غافل از این که اساسا کامنت گذاشتن زیر پست چنین آدم هایی، خود نوعی رسمیت بخشیدن و بها دادن و بازتولید رفتاهای این افراد است؛ کما این که در مورد مذکور، رکوردی که شکسته شده، باعث تیز شدن شاخک های برخی شده و باعث می شود گرایشی چه موافق و چه مخالف به لحاظ اجتماعی، در توجه کردن به این آدم ایجاد شود و او هم همین را می خواهد؛ چون امیر تتلو می داند که انسان مشهوری هست ولی الزاما انسان محبوبی نیست؛ اگرچه در گروه هایی محبوب است ولی این گونه نیست که بگوییم این ۱۶ میلیون کامنت و توجه، نشان از محبوبیت او دارد.

جامعه تتلوساز
این استاد دانشگاه، در تحلیل جامعه شناختی شرایط موجد این ماجرا تصریح کرد: بعد مهم اجتماعی در این داستان خلاء است؛ یعنی متاسفانه جامعه ما با خلاء ای مواجه است که این باعث می شود هر از چند گاهی یک پدیده کم ارزش و کوچک، ناگهان مانند بمب بترکاند و چند روزی جامعه را تحت تاثیر قرار دهد و گرایش بسیار زیادی به این سمت کشیده شود؛ این رفتار نشان می دهد که بسیاری از مردم ما برای زندگی برنامه ندارند و ما به دلیل این که نمی توانیم اوقات فراغت مناسب و موثر و درستی را داشته باشیم، ممکن است از هر جایی سر دربیاوریم؛ جریان امیر تتلو یکی از ساده ترین های مثال های این موضوع است؛ اگر مطالعه ای در این باره صورت گیرد، نشان خواهد داد که جامعه از این جهت در خط قرمز و التهاب است و شرایط مناسبی را تجربه نمی کند.
«یک بعد اجتماعی مهم دیگر نشان می دهد که مردم ما سواد رسانه ای ندارند چرا که اگر سواد رسانه ای وجود داشته باشد، مردم هرگز وقتشان را صرف کامنت گذاشتن زیر پست های یک آدمی که تکلیفش با خودش مشخص است (نمی خواهم قضاوت کنم) نمی کنند. بحث بر سر امیر تتلو نیست؛ بحث بر سر جامعه ای است که تتلو ساز است؛ شما اگر همین امروز تتلو را حذف کنید، به دلیل بستر اجتماعی ای که وجود دارد، به دلیل التهابات اجتماعی ای که این جامعه درگیر آن است و به دلیل کمبود آگاهی های ما نسبت به استفاده بهینه و درست از فضای مجازی، فردا ما یک تتلوی دیگر خواهیم ساخت. این موضوع مانند هجمه و داستانی است که در پیج مسی وقتی به ایران گل زد، رخ داد؛ مرحوم مشایخی تصمیم گرفت به آن کشور برود و رسما از این آدم عذرخواهی کند؛ می خواهم بگویم ما بیشتر از این که بخواهیم سراغ تتلو برویم و او را به صورت فردی، مورد تحلیل شخصیت قرار دهیم، باید این موضوع را به عنوان یک پدیده اجتماعی و یک پدیده تتلو ساز ببینیم».
شریفی یزدی خاطر نشان کرد: یکی دیگر از مسائل، ناآگاهی قشر جوان است؛ به دلیل این که ما معیارهای مناسب اجتماعی، به دست جوانانمان نداده ایم، اینها کلا قهرمان ساز هستند و به دنبال تیپ مراد و مریدی.
«متاسفانه در کشور ما در زمینه این فرهنگ مراد ومریدی، در شیوه های و روش های مختلف تبلیغات زیادی صورت می گیرد؛ امروز شما گروه های مولوی خوانی دارید و می بینید که در آنجا یک نفر به عنوان مراد می نشیند یا عرفان حلقه را داریم که حالتی از مراد و مریدی بین گروهی هست؛ اینها همه تقریبا در جامعه ما از یک جنس هستند و همه جا هم هستند. ضمن این که انگار نوعی از التهاب و تب کل جامعه را در بر گرفته است که هر از گاهی یکی می رود و در آن نوک قرار می گیرد و این باز تکرار می شود؛ مثال های زیادی را در چند سال اخیر می توان برشمرد؛ متاسفانه در زمینه تربیت اجتماعی جوانانمان در این راستا که بتوانند معیارهای درستی را داشته باشند، چندان توفیق نداشته ایم».
ارزش ها و هنجارهای مناسب و معیارهای نقد وجود ندارد و به این دلیل که در جامعه ما هنر در شکل درستش و در مدارس تدریس نمی شود، جوانان ما نقد هنری را بلد نیستند که اگر بلد باشند، فردی مانند تتلو یا سایر افراد در حوزه موسیقی یا سایر هنرها، این گونه شاخص نخواهند شد.
این جامعه شناس در انتها یادآور شد: مسوولین و مدیران اجرایی کشور در وهله اول باید شرایط التهاب آور اجتماعی امروز ما را به ویژه در بین بچه‌های دهه ۷۰ و ۸۰ درک کنند؛ یعنی زبان و نیاز این جوان ها را بفهمند و سپس مطابق این زبان و نیاز برایشان برنامه ریزی مناسب کنند؛ یعنی این برنامه ریزی نه با سلیقه ی من مسوول ۵۰ ساله بلکه با سلیقه آن جوان تطابق داشته باشند و زیربنایش ارزش ها و هنجارهای بومی خود ما را در بر داشته باشد تا ما شاهد اتفاقات و رخدادهایی از این قبیل نباشیم؛ اعتقادم بر این است که تا زمانی که نتوانیم زبان نسل نو را درست بفهمیم و مطابق آن عمل کنیم، متاسفانه این شرایط ادامه پیدا خواهد کرد و هر روز یک تتلوی جدید در جامعه برجسته می شود و سر بر می آورد و شرایط را نامناسب می‌سازد.
منبع: ایرنا
نظرات ارسال نظر