هنر مدرن، بیگانه یا خودی

بیست و ششمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران در ایلام برگزار شد، رویدادی با حضور 128 هنرمند از 28 استان، شاید برای اولین بار است که جشنواره‎‌ای با حضور این تعداد هنرمند در استان برگزار شده باشد.
فرج براری*
بیست و ششمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران در ایلام برگزار شد، رویدادی با حضور 128 هنرمند از 28 استان، شاید برای اولین بار است که جشنواره‌ای با حضور این تعداد هنرمند در استان برگزار شده باشد.
گرچه رشد کمی جشنواره‌ها ملاک مناسبی برای ارزیابی نیست اما حضور و نمایش آثار این شرکت‌کنندگان جوان که جایی برای عرصه و نمایش آثارشان یافته‌اند در نوع خود جالب توجه است و جالب‌تر اینکه علاوه بر عکاسی، نقاشی، خط، گرافیک، حجم و تصویرسازی برای اولین بار از دیگر صورت‌های بیان تجسمی مانند ویدئو آرت و هنرهای محیطی در استان آثاری به نمایش گذاشته شد.
از استادانی هم دراین رشته‌ها دعوت به عمل آمد که در کنار برگزاری کارگاه‌های جانبی از نکات برجسته جشنواره به حساب می‌آمد.  
نکته اینکه برگزارکنندگان همیشه در راستای سیاست و اهداف خاص خود، جشنواره‌ها را سامان می‌دادند ولی این بار برگزاری جشنواره با موضوع آزاد، آزادی عمل بیشتری را برای جوانان به همراه آورده بود اما در عمل باید دید که این آزادی عمل و تکثر آثار تا چه حد توانسته انتظار هنرجویان، دانشجویان تجسمی، مخاطبان و منتقدانش را پاسخ دهد؟ 
برای پاسخ به این سوال اول باید مفهوم هنررا دریابیم و بعد بدانیم که ما از هنرمند چه انتظاری داریم و چطور می‌توانیم از نیت واقعی هنرمند سر درآوریم؟ مثلاً من بیایم عکس پدربزرگم را بیاورم و به همان شکل از آن طراحی کنم یا گل و بلبل‌های حاشیه خطوط را نقاشی کنم، یا حروف فارسی را به همان شکلی که میرعماد یا ملامحمدحسین تبریزی در سیصد سال پیش نوشته‌اند و قوام داده‌اند خطاطی کنم، هنرمند هستم؟  
منظور از هنر چیزی نیست که به چیزی که سازنده‌اش آن را یک اثر هنری بداند نسبت داد، هنر اثری است که در آن خلقی نو صورت می‌گیرد، چنان خلقی که تاکنون کسی در دنیای هنر به آن دست نیازیده است.
با این اوصاف آیا می‌توان هر چیزی را هنر و صاحبش را هنرمند قلمداد کرد؟ متاسفانه معضلی که گریبانگیر هنر امروز ما شده است کپی‌کاری و سرقت ایده است، یعنی هنرمند از ناآگاهی مردم، مخاطبین و دست‌اندرکاران استفاده می‌کند، ایده و شاکله اصلی آثار هنرمندان معروف را برگرفته و با تکیه بر آن به خلق اثر می‌پردازد با اندکی تغییرات در رنگ، فرم و مواد تشکیل دهنده، مثلاً در همین جشنواره در بخش آثار حجمی نمایشگاه  مجسمه معروف "اگوست رودن" به نام متفکر، به همان شکل و صدالبته نامتقارن‌تر و شلخته‌تر به نمایش درآمده است.
یکی تابلو کرانیکای "پیکاسو" را دستمایه کارش قرارداده و دیگری اثری از "کاتوزیان" را کشیده و دوفرمه کرده است. در جای دیگر جوانکی خلاق، یکی از پرتره‌های مریلین مونرو اثر "اندی وارهول" را برگرفته و وسط یک تابلو کار گذاشته است.  
بدبختانه نمونه‌های فراوانی از این سارقان ایده در نمایشگاه‌های معتبر تجسمی کشور هم به چشم می‌خورد. اخیراً هم نمایشگاهی در خانه هنرمندان تهران برگزار شد که یارو کاسه توالتی به نمایش گذاشته که صد سال پیش "مارسل دوشان" آن را طراحی کرده بود و جالب اینکه بابت آن پنجاه میلیون تومان وجه رایج مملکت را از خریدار طلب می‌کرد! حالا اگر کسی پیدا بشود و بگوید که هنر در عصر کنونی ما مرده است، زیاد بیراه نگفته! 
اما در بخش آثار عکاسان این نمایشگاه قضیه فرق می‌کرد. اینجا اگر چه شرکت‌کنندگان دسته‌جمعی یا انفرادی از هم سلفی می‌گرفتند و مجالی برای حضور مخاطبان و تماشای عکس‌ها نبود اما نکته جالب توجه در مورد عکس‌ها این است که اکثراً طی 3 روز اقامت عکاسان در ایلام گرفته شده که خود مروج تمرین دیدن، آموختن و دریافتن است که یکی از ملزومات هنر عکاسی است که در جای خود پاس داشتنی است.
این عکس‌ها به شیوه عکاسی مستند اجتماعی با نگاهی به زندگی امروز مردم، ظهور توسعه شهری در کنار طبیعت ایلام به نمایش گذاشته شده‌اند، به همان شکلی که هر روز در برابر ساکنان شهر اتفاق می‌افتد اما چون جزء ادات و زندگی روزمره ماست کسی نگاهی به آن نمی‌اندازد و در باره‌اش هم فکر نمی‌کند.
اما از دیگر اتفاقات و ابتکارات خوشایند جشنواره، فراخوان طراحی پوستر و تصویرسازی جشنواره با عنوان "در خیابان راه رفتم" بود که آثار متفاوتی خلق شده و تمامی آثار هم یک جا به نمایش گذاشته شده بود.
*روزنامه‌نگار
نظرات ارسال نظر