آرزوهایی که بر باد می‌رود، نفس‌هایی که بریده می‌شود

مسئولان باید بدانند شعار و تبلیغات برای خودکشی، نسخه درمانی نیست و با بخشنامه و آیین‌نامه کنترل نمی‌شود و دلایل واهی شماها در سوال از علل و ریشه‌های این امر اصلاً ربطی به دوران جنگ و افسردگی‌های آن ایام ندارد، ریشه در همین عصر امروزی ماست.
فرشته سنجیده*
یک آن همه چیز در مقابل چشمانش به انتهای کوچه‌ای رسیده که بن‌بست است و جایی برای گریز از آن چیزی که مثل یک حیوان درنده مدت‌هاست در تعقیب اوست باقی نگذاشته.
خلاصی از خود، تنها راهکاری است که گاه یک زخم‌خورده از حوادث دوران به آن می‌اندیشد که آیا این همه اتفاق در حق وی روا بوده یا نه؟! و اینکه آیا اصلاً او لیاقت زیستن و بودن را دارد؟!
خودکشی می‌کند و به خیال خود رها می‌شود اما از پی خود ویرانه‌ای بر جا می‌گذارد که تا مدت‌های مدید غیرقابل جبران است، غیرقابل جبران برای خودش که دیگر نیست تا بتواند کاری بکند، برای خانواده‌اش که باید یک عمر سنگینی حرف‌ها و نگاه‌های دیگران را به دوش بکشند و آشنایانی که با او خاطره‌ها داشتند ولی حالا نصیب‌شان از این آشنایی اندوه و حسرت شده است.
ایلام با این ماجرا بیش از سایر استان‌های کشور درگیر است، معضل اجتماعی خودکشی که واقعاً دردی شده بر ده‌ها درد بی‌درمان این خطه از کشورمان.
مسئولان خیلی می‌کوشند تا آمارهای خودکشی در ایلام را پنهان کنند اما با ندادن اطلاعات به رسانه‌ها و مردم آیا تعداد خودکشی‌کنندگان پایین می‌آید؟!
ماه یا تقریباً هفته‌ای چندین شهروند استان ایلام با خودکشی به حیات خود پایان می‌دهند و داغ تازه‌ای بر دل مردم دیار خود می‌گذارند.
باید گفت این خودکشی‌ها نتیجه نبود اطلاع‌رسانی توسط رسانه‌ها نیست بلکه نتیجه فقر و بدبختی‌ای است که با روی کار آمدن دولتی به نام دولت تدبیر و امید عمق بیشتری یافته است.
خودکشی‌هایی که رخ می‌دهند و اطلاع‌رسانی نمی‌شوند تا حفظ آبرو شود بیشتر در خانواده‌های فقیر رخ می‌دهد و افراد مرفه درصد کمی را به خود اختصاص داده‌اند، یعنی به قول امام جمعه ایلام دردها و فشارهای فرو خورده‌ای که در نهایت با انفجارشان فرد را به کام مرگ فرو می‌کشد.
مسئولان باید بدانند شعار و تبلیغات برای خودکشی، نسخه درمانی نیست و با بخشنامه و آیین‌نامه کنترل نمی‌شود و دلایل واهی شماها در سوال از علل و ریشه‌های این امر اصلاً ربطی به دوران جنگ و افسردگی‌های آن ایام ندارد، ریشه در همین عصر امروزی ماست.
مسئولان باید بدانند مردم ما از سر دلخوشی خودشان را نمی‌کشند بلکه از سر شرمندگی و خفت دیدن نزد خانواده چنین می‌کنند. پدری که فرزندش بازمانده از تحصیل است و اگر امسال هم نتواند خرج مدرسه‌اش را جور کند باید در بی‌سوادی فرزندش شریک باشد چگونه می‌تواند این خفت را به دوش بکشد.
جای خالی دست‌های مهربان و خیر در برداشتن باری از دوش این مردم به شدت احساس می‌شود. کی به قول خودتان ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد به‌کارگیری می‌شود تا این مشکلات حل شود؟ کی می‌شود امیدوار بود که موسسات خیریه بومی بتوانند باری از دوش خانواده‌های آسیب‌پذیر بردارند؟ آنها را توانمندسازی کنند و برای مشکلات‌شان مشاوره‌ای مناسب ارایه کنند؟! کی شاهد شنیده شدن حرف یک جوان ناامید از زمین و زمان توسط یک نفر اهل دل خواهیم بود تا دستی نوازشگر بر سر او بکشد و کلمه توکل را به او بیاموزد؟ اینکه تا خودت نخواهی چیزی عوض نمی شود، راه را از چاه برایش بیاموزد و مسیر را برایش هموار کند.
بزرگان دینی ما خوب گفته‌اند که «لا معاش له لا معاد له» هر کس که دنیا ندارد آخرت هم ندارد.
مسئولانی که مدعی محرومیت‌زدایی در ایلام هستند و تاکنون کاری از پیش نبرده‌اند اعم دولتی و مجلسی باید بدانند بخشی از گناه هر خودکشی به گردن آنهاست و روز قیامت در محضر الهی پاسخگو هستند، پس تا برایتان دیر نشده کاری بکنید.
*مدیرمسئول پایگاه خبری طلیعه زاگرس
نظرات ارسال نظر