آقای سخنگو، این ره به ترکستان هم نمی‌رود!

این روزها باز هم همان داستان تکرار شده و باز هم در نزدیکی انتخابات مجلس بازار تبدیل بخش به شهرستان و دهستان به بخش و روستا به دهستان و... داغ شده و افرادی برای خود در حال دوختن کلاه از نمدی هستند که آثار منفی آن را بارها همه دیده‌ایم.
رضا رستمی*
چند روزی است بار دیگر فضای رسانه‌ای استان مجازی به بهانه تبدیل بخش هلیلان به شهرستان به محلی برای تاخت و تازهای غیر ضروری و بی حاصل تبدیل شده و هرکس هم از ظن خود به این مسئله ورود کرده است.
نگارنده سال‌ها پیش و در دوره مجلس گذشته در یادداشتی به برخی از نمایندگان با عنوان «انجام وظیفه یا اعمال سلیقه» مواردی را متذکر شده و به اعمال فشارهای غیرقانونی و دور زدن قانون برای کسب وجه و جمع‌آوری رای هشدار داد اما ظاهراً این دور باطل همچنان ادامه دارد.
این روزها باز هم همان داستان تکرار شده و باز هم در نزدیکی انتخابات مجلس بازار تبدیل بخش به شهرستان و دهستان به بخش و روستا به دهستان و... داغ شده و افرادی برای خود در حال دوختن کلاه از نمدی هستند که آثار منفی آن را بارها همه دیده‌ایم.
نماینده مجلس و استاندار در این رابطه هرکدام شرح وظایف خود را دارند و قطعاً باید در مقابل آنها، خود پاسخگو باشند.
سوال برانگیزترین موضع‌گیری در این رابطه را فردی با عنوان سخنگوی ستاد اصلاح‌طلبان حامی روحانی انجام داده و افاضاتی فرموده‌اند که هیچ ربط و تناسبی در صورت صحت عنوان اعلام شده که مربوط به سال‌ها قبل است با شرح وظایفشان ندارد.
فرض را بر این می‌گذاریم که در این رابطه بین نماینده مجلس و استاندار، اختلاف نظری هم وجود داشته باشد، سخنگوی ستاد اصلاح‌طلبان حامی روحانی! در این ماجرا چکاره است که پس از سال‌ها از خواب بیدار شده و در پشت عنوانی نامتعارف سنگر گرفته و اعلام موضع می‌نماید؟
هنوز انشقاق‌ها و بیانیه‌ها و اختلاف‌افکنی‌هایی که این افراد و دوستانشان تحت عنوان شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان استان، در فضای سیاسی و اجتماعی استان ایجاد نموده و هنوز هم دودش در همین فضاها موجود است را کسی فراموش نکرده است.
در آن روزها به بهانه مخالفت به عملکرد جناب آقای مروارید، استاندار وقت چه آسمان‌ها و ریسمان‌ها که نکردند و وامصیبت‌ها که سر ندادند، تا جایی که ایشان به ناچار پرده از برخی حقایق برداشته و تنها گوشه‌ای از فشارها و سهم خواهی‌هایی که به ناحق بر ایشان وارد شده بود را در آخرین روز صدارتش بیان کرد.
هنوز یادمان نرفته است که به نام جبهه اصلاحات چه ظلم‌هایی که به اصلاح‌طلبان روا داشتند، در حافظه‌مان باقی مانده است که چگونه ابتدایی‌ترین اصول اخلاقی و حتی حزبی را برخی‌ها به نام اصلاحات زیر پا گذاشتند که امروزه موجبات دل سردی و یاس و پراکندگی اصلاح‌طلبان واقعی را فراهم نموده است.
جناب آقای سخنگوی ستاد اطلاح‌طلبان حامی روحانی!! این حنا دیگر برای کسی رنگ ندارد، طرحی نو باید درانداخت، شما که در پشت عنوانی مجعول و در صورت صحت، پایان یافته، این همه بر دیگران می‌تازید و تهمت روا می‌دارید و تحقیر می‌کنید آیا با خود فکر کرده‌اید از جانب کدام اصلاح‌طلبان سخن می‌گویید؟! آیا این حق را به دیگران هم می‌دهید که فکر کنند احتمالاً همان داستان دوران آقای مروارید در سهم خواهی‌های نامربوط برای استان در حال تکرار شدن است؟
نماینده محترم که خود زبان گویا و بیان غرایی دارد، چه حاجت که همچون شمایی پای در میدان پاسخگویی و توجیه عملکردها به جای ایشان بگذارید؟ که یادآور دوستی... است.
خدمت شما و همه آنانی که تحریک‌تان کرده‌اند تا چنین سخن بگویید عرض می‌کنم این نوشته به هیچ وجه به معنای دفاع از استاندار و یا معاونین ایشان نیست، چه اینکه بیشترین انتقادات را نگارنده به صورت مکتوب منتشر نموده ضمن اینکه انتقاداتی نیز به عملکرد نماینده محترم داشته و دارد.
سخن این است که هرکس باید جایگاه خود را بداند و به قانون تمکین کند، هم در سخن گفتن و هم در خواستن حق، که اگر اینگونه نشد وضع همینی است که همه می‌بینیم و به قول مثل معروف: «دیوانه‌ای سنگی در چاه انداخت و...»
طنز تلخی است، سخنگوی ستاد اصلاح‌طلبان حامی روحانی برای دولتی که ظاهراً در مستقرشدنش نقشی داشته‌اند، که حتی این ظاهر داستان هم محل مناقشه جدی بوده و به شدت زیر سوال است برای همان دولت شمشیر از نیام کشیده و هل من مبارز می‌طلبد... و احتمالاً فردا روز باز هم تحت لوای همین نام در پی جلب حمایت و اعتماد افکار عمومی برای کسی دیگر خواهند رفت و انتظار هم دارند که تاثیرگذار باشند... زهی خیال باطل.
تا زمانی که با مردم صادق نباشیم، تا روزی که به تمام وجود خود را در مسیر اصلاح واقعی قرار ندهیم، تا منافع فردی و پست و مقام و خواسته‌های خود را فدای منافع عمومی جامعه نکنیم، تا در همه حال قانون برایمان فصل الخطاب نباشد راه به جایی نخواهیم برد و بالاخره روزی دم خروس تمامیت‌خواهی، انحصارطلبی، و منفعت‌طلبی شخصی‌مان بیرون خواهد زد، چه ادعای اصلاح‌طلبی داشته باشیم چه ذوب در جریان اصولگرایی، و روزی اکثریتی فریاد بر خواهند اورد که «دیگه تمومه ماجرا...» و همه را به کناری خواهند زد... اما ایران و اسلام خواهند ماند.
جناب آقای سخنگو! دنیا خیلی کوچک است، ایلام هم که کوچک‌تر از آن، و ما و شما هم که ذره‌ای ناچیز هستیم از آن دنیای کوچکتر، و در این معادله کوچک‌ اندر کوچک آدم‌ها خیلی زود به هم می‌رسند، نمی رسند؟ بماند برای بعد...
*فعال رسانه‌ای
 
نظرات ارسال نظر