ریشههای نارضایتی مردم از تأمین اجتماعی
آنچه امروز مردم از تأمین اجتماعی میخواهند، فراتر از پرداخت مستمری یا ارائه دفترچه درمانی است. آنان به دنبال احساس امنیت هستند؛ امنیتی که از اعتماد به آینده، دسترسی عادلانه به خدمات، شفافیت در مدیریت منابع و پاسخگویی مسئولان ناشی میشود.
علی نوروزی
سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین نهاد بیمهای کشور است؛ سازمانی که میلیونها کارگر، کارمند، بازنشسته و خانوادههای آنان، بخشی از زندگی و آینده خود را به آن گره زدهاند. در نگاه نظری، تأمین اجتماعی باید نماد امنیت، آرامش و حمایت باشد؛ نهادی که افراد در دوران اشتغال به آن اعتماد میکنند تا در زمان بیماری، بازنشستگی یا ازکارافتادگی از پشتیبانی آن برخوردار شوند. با این حال، واقعیت آن است که در سالهای اخیر نارضایتی از عملکرد این سازمان به یکی از موضوعات ثابت در میان بیمهشدگان، بازنشستگان و حتی کارفرمایان تبدیل شده است. پرسش اینجاست که چرا؟
نخستین دلیل را باید در شکاف میان انتظارات مردم و کیفیت خدمات جستوجو کرد. بیمهشدگان سالها حق بیمه پرداخت میکنند و طبیعی است که انتظار داشته باشند در زمان نیاز، خدمات درمانی مناسب، سریع و کمهزینه دریافت کنند. اما کمبود مراکز درمانی در برخی مناطق، ازدحام در مراکز ملکی، محدودیت برخی خدمات و هزینههای قابل توجه درمان در مراکز طرف قرارداد، باعث شده بسیاری از مردم احساس کنند آنچه دریافت میکنند متناسب با آنچه پرداخت کردهاند نیست.
عامل دوم، پیچیدگیهای اداری و بوروکراسی فرساینده است. بسیاری از بیمهشدگان و بازنشستگان برای انجام امور ساده، ناچار به مراجعات متعدد و صرف زمان طولانی هستند. هرچند خدمات الکترونیک توسعه یافته، اما هنوز بخش مهمی از فرآیندها برای مردم دشوار و زمانبر تلقی میشود و همین موضوع احساس نارضایتی را تشدید میکند.
موضوع مهم دیگر، مشکلات مالی مزمن سازمان است. سالهاست کارشناسان درباره ناترازی منابع و مصارف، افزایش تعهدات بدون تأمین منابع پایدار، بدهیهای انباشته دولت و بازدهی پایین برخی سرمایهگذاریها هشدار میدهند. نتیجه این وضعیت، کاهش توان سازمان در توسعه خدمات و پاسخگویی به مطالبات بیمهشدگان است. هنگامی که مردم اخبار مربوط به بحران صندوقها و مشکلات مالی را میشنوند، اعتماد آنان به آینده خدمات و مستمریهای خود نیز کاهش مییابد.
بازنشستگان نیز از مهمترین گروههای ناراضی هستند. افزایش هزینههای زندگی، نگرانی درباره کفایت مستمریها، مشکلات بیمههای تکمیلی و دشواری تأمین هزینههای درمان، موجب شده بخش قابل توجهی از بازنشستگان احساس کنند پس از سالها پرداخت حق بیمه، از سطح رفاه مورد انتظار برخوردار نیستند.
در کنار این مسائل، یک عامل کمتر دیدهشده اما بسیار مهم نیز وجود دارد؛ بحران اعتماد. مردم زمانی به یک نهاد اعتماد میکنند که آن را شفاف، پاسخگو و مستقل بدانند. اما طرح مکرر مباحثی مانند دخالتهای سیاسی، انتصابات غیرتخصصی، نبود مشارکت مؤثر ذینفعان در تصمیمگیریها و ابهام در نحوه مدیریت منابع، این تصور را در بخشی از جامعه ایجاد کرده است که منافع بیمهشدگان همیشه در اولویت قرار ندارد.
البته انصاف حکم میکند که مشکلات تأمین اجتماعی صرفاً به عملکرد مدیران آن تقلیل داده نشود. این سازمان در سالهای اخیر با افزایش امید به زندگی، رشد تعداد بازنشستگان، فشارهای اقتصادی، تورم، تغییرات بازار کار و تعهدات فزاینده روبهرو بوده است. بسیاری از چالشهای امروز، ریشههایی فراتر از ساختمانهای سازمان و مدیران آن دارند و به ساختارهای اقتصادی و سیاستگذاری کلان کشور بازمیگردند.
آنچه امروز مردم از تأمین اجتماعی میخواهند، فراتر از پرداخت مستمری یا ارائه دفترچه درمانی است. آنان به دنبال احساس امنیت هستند؛ امنیتی که از اعتماد به آینده، دسترسی عادلانه به خدمات، شفافیت در مدیریت منابع و پاسخگویی مسئولان ناشی میشود. تا زمانی که این احساس امنیت تقویت نشود، نارضایتی عمومی نیز همچنان یکی از مهمترین چالشهای سازمان تأمین اجتماعی باقی خواهد ماند.
سازمان تأمین اجتماعی بزرگترین نهاد بیمهای کشور است؛ سازمانی که میلیونها کارگر، کارمند، بازنشسته و خانوادههای آنان، بخشی از زندگی و آینده خود را به آن گره زدهاند. در نگاه نظری، تأمین اجتماعی باید نماد امنیت، آرامش و حمایت باشد؛ نهادی که افراد در دوران اشتغال به آن اعتماد میکنند تا در زمان بیماری، بازنشستگی یا ازکارافتادگی از پشتیبانی آن برخوردار شوند. با این حال، واقعیت آن است که در سالهای اخیر نارضایتی از عملکرد این سازمان به یکی از موضوعات ثابت در میان بیمهشدگان، بازنشستگان و حتی کارفرمایان تبدیل شده است. پرسش اینجاست که چرا؟
نخستین دلیل را باید در شکاف میان انتظارات مردم و کیفیت خدمات جستوجو کرد. بیمهشدگان سالها حق بیمه پرداخت میکنند و طبیعی است که انتظار داشته باشند در زمان نیاز، خدمات درمانی مناسب، سریع و کمهزینه دریافت کنند. اما کمبود مراکز درمانی در برخی مناطق، ازدحام در مراکز ملکی، محدودیت برخی خدمات و هزینههای قابل توجه درمان در مراکز طرف قرارداد، باعث شده بسیاری از مردم احساس کنند آنچه دریافت میکنند متناسب با آنچه پرداخت کردهاند نیست.
عامل دوم، پیچیدگیهای اداری و بوروکراسی فرساینده است. بسیاری از بیمهشدگان و بازنشستگان برای انجام امور ساده، ناچار به مراجعات متعدد و صرف زمان طولانی هستند. هرچند خدمات الکترونیک توسعه یافته، اما هنوز بخش مهمی از فرآیندها برای مردم دشوار و زمانبر تلقی میشود و همین موضوع احساس نارضایتی را تشدید میکند.
موضوع مهم دیگر، مشکلات مالی مزمن سازمان است. سالهاست کارشناسان درباره ناترازی منابع و مصارف، افزایش تعهدات بدون تأمین منابع پایدار، بدهیهای انباشته دولت و بازدهی پایین برخی سرمایهگذاریها هشدار میدهند. نتیجه این وضعیت، کاهش توان سازمان در توسعه خدمات و پاسخگویی به مطالبات بیمهشدگان است. هنگامی که مردم اخبار مربوط به بحران صندوقها و مشکلات مالی را میشنوند، اعتماد آنان به آینده خدمات و مستمریهای خود نیز کاهش مییابد.
بازنشستگان نیز از مهمترین گروههای ناراضی هستند. افزایش هزینههای زندگی، نگرانی درباره کفایت مستمریها، مشکلات بیمههای تکمیلی و دشواری تأمین هزینههای درمان، موجب شده بخش قابل توجهی از بازنشستگان احساس کنند پس از سالها پرداخت حق بیمه، از سطح رفاه مورد انتظار برخوردار نیستند.
در کنار این مسائل، یک عامل کمتر دیدهشده اما بسیار مهم نیز وجود دارد؛ بحران اعتماد. مردم زمانی به یک نهاد اعتماد میکنند که آن را شفاف، پاسخگو و مستقل بدانند. اما طرح مکرر مباحثی مانند دخالتهای سیاسی، انتصابات غیرتخصصی، نبود مشارکت مؤثر ذینفعان در تصمیمگیریها و ابهام در نحوه مدیریت منابع، این تصور را در بخشی از جامعه ایجاد کرده است که منافع بیمهشدگان همیشه در اولویت قرار ندارد.
البته انصاف حکم میکند که مشکلات تأمین اجتماعی صرفاً به عملکرد مدیران آن تقلیل داده نشود. این سازمان در سالهای اخیر با افزایش امید به زندگی، رشد تعداد بازنشستگان، فشارهای اقتصادی، تورم، تغییرات بازار کار و تعهدات فزاینده روبهرو بوده است. بسیاری از چالشهای امروز، ریشههایی فراتر از ساختمانهای سازمان و مدیران آن دارند و به ساختارهای اقتصادی و سیاستگذاری کلان کشور بازمیگردند.
آنچه امروز مردم از تأمین اجتماعی میخواهند، فراتر از پرداخت مستمری یا ارائه دفترچه درمانی است. آنان به دنبال احساس امنیت هستند؛ امنیتی که از اعتماد به آینده، دسترسی عادلانه به خدمات، شفافیت در مدیریت منابع و پاسخگویی مسئولان ناشی میشود. تا زمانی که این احساس امنیت تقویت نشود، نارضایتی عمومی نیز همچنان یکی از مهمترین چالشهای سازمان تأمین اجتماعی باقی خواهد ماند.
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۴۰۵ ساعت:21:09
