به بهانه روز پزشک؛
از طبابت تا تجارت
کارشناسان حوزه سلامت هشدار دادهاند که اگر فعالیت و تبلیغات پزشکی به گونهای باشد که پزشک در نگاه مردم شبیه یک فعال اقتصادی صرف دیده شود، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید و جایگاه حرفه پزشکی تنزل مییابد.
علی نوروزی*
پزشکی در حافظه تاریخی جامعه ایرانی، همواره حرفهای فراتر از یک شغل بوده است. پزشک در ذهن مردم، فردی بود که دانش خود را در خدمت نجات جان انسانها قرار میداد و احترام اجتماعی او نه از میزان درآمد، بلکه از نقشی که در حفظ سلامت و کاهش رنج بیماران ایفا میکرد، سرچشمه میگرفت. اما امروز به نظر میرسد این تصویر در حال تغییر است؛ تغییری که نه تنها بر رابطه پزشک و بیمار، بلکه بر اعتماد عمومی به نظام سلامت نیز تأثیر گذاشته است.
در سالهای اخیر، هرگاه سخنی از جامعه پزشکی به میان میآید، مباحثی همچون تعرفهها، درآمدها، زیرمیزی، مهاجرت پزشکان و هزینههای درمان بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه قرار میگیرد. در فضای مجازی نیز گاه تصویری از پزشک به نمایش گذاشته میشود که بیش از آنکه دغدغه درمان بیمار را داشته باشد، به دنبال افزایش درآمد و جذب مشتری است. کارشناسان حوزه سلامت هشدار دادهاند که اگر فعالیت و تبلیغات پزشکی به گونهای باشد که پزشک در نگاه مردم شبیه یک فعال اقتصادی صرف دیده شود، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید و جایگاه حرفه پزشکی تنزل مییابد.
البته باید پذیرفت که بخشی از این تغییر نگاه، ناشی از واقعیتهای اقتصادی است. پزشکان نیز مانند سایر اقشار جامعه با افزایش هزینههای زندگی، هزینههای سنگین اداره مطب، مالیات، تجهیزات پزشکی و مشکلات معیشتی روبهرو هستند. گزارشها و اظهارات مسئولان صنفی نشان میدهد که بسیاری از پزشکان، بهویژه پزشکان عمومی و جوان، برای تأمین هزینههای زندگی ناچار به فعالیت در مشاغل دوم و حتی خارج از حوزه پزشکی شدهاند.
اما مسئله اصلی در جای دیگری نهفته است. زمانی که سلامت از یک «حق عمومی» به یک «کالای قابل خرید و فروش» تبدیل شود، بیمار نیز به جای آنکه خود را در جایگاه یک انسان نیازمند درمان ببیند، احساس میکند به یک مشتری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، هر هزینه درمانی، هر آزمایش و هر اقدام پزشکی با تردید نگریسته میشود و این پرسش در ذهن بیمار شکل میگیرد که آیا این تصمیم برای بهبود من است یا برای افزایش درآمد؟ این همان نقطهای است که سرمایه اجتماعی نظام سلامت را تهدید میکند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که تعمیم دادن تخلفات معدود افراد به کل جامعه پزشکی نیز خطایی بزرگ است. هنوز هزاران پزشک در بیمارستانها، درمانگاهها و مناطق محروم کشور با کمترین امکانات و بیشترین مسئولیت مشغول خدمت هستند. دوران همهگیری کرونا نمونهای روشن بود که نشان داد جوهره اصلی حرفه پزشکی همچنان بر پایه ایثار، تعهد و خدمت بنا شده است. با این حال، برجسته شدن برخی رفتارهای غیرحرفهای، تبلیغات اغراقآمیز و روایتهای منفی در رسانهها، باعث شده تصویر عمومی این فداکاریها کمتر دیده شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی اعتماد میان پزشک و بیمار هستیم. این اعتماد تنها با افزایش تعرفه یا کاهش هزینههای درمان ایجاد نمیشود؛ بلکه به شفافیت، اخلاق حرفهای، نظارت مؤثر، عدالت در دسترسی به خدمات سلامت و مسئولیتپذیری متقابل نیاز دارد. جامعه باید بداند که پزشکی یک حرفه تخصصی و دشوار است و پزشک حق برخورداری از درآمد متناسب با دانش و مسئولیت خود را دارد. در مقابل، جامعه پزشکی نیز باید مراقب باشد که رفتارها و تبلیغات تجاری، شأن این حرفه انسانی را خدشهدار نکند.
اگر روزی مردم پزشکان را تنها از دریچه درآمد و مسائل مالی ببینند و پزشکان نیز بیماران را صرفاً مشتریان خدمات درمانی تلقی کنند، بازنده اصلی این رابطه، سلامت جامعه خواهد بود. حفظ قداست پزشکی نه به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی، بلکه به معنای آن است که در میان همه چالشهای مالی، «نجات جان انسان» همچنان مهمترین مأموریت این حرفه باقی بماند.
*کارشناس پرستاری
پزشکی در حافظه تاریخی جامعه ایرانی، همواره حرفهای فراتر از یک شغل بوده است. پزشک در ذهن مردم، فردی بود که دانش خود را در خدمت نجات جان انسانها قرار میداد و احترام اجتماعی او نه از میزان درآمد، بلکه از نقشی که در حفظ سلامت و کاهش رنج بیماران ایفا میکرد، سرچشمه میگرفت. اما امروز به نظر میرسد این تصویر در حال تغییر است؛ تغییری که نه تنها بر رابطه پزشک و بیمار، بلکه بر اعتماد عمومی به نظام سلامت نیز تأثیر گذاشته است.
در سالهای اخیر، هرگاه سخنی از جامعه پزشکی به میان میآید، مباحثی همچون تعرفهها، درآمدها، زیرمیزی، مهاجرت پزشکان و هزینههای درمان بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه قرار میگیرد. در فضای مجازی نیز گاه تصویری از پزشک به نمایش گذاشته میشود که بیش از آنکه دغدغه درمان بیمار را داشته باشد، به دنبال افزایش درآمد و جذب مشتری است. کارشناسان حوزه سلامت هشدار دادهاند که اگر فعالیت و تبلیغات پزشکی به گونهای باشد که پزشک در نگاه مردم شبیه یک فعال اقتصادی صرف دیده شود، اعتماد عمومی آسیب خواهد دید و جایگاه حرفه پزشکی تنزل مییابد.
البته باید پذیرفت که بخشی از این تغییر نگاه، ناشی از واقعیتهای اقتصادی است. پزشکان نیز مانند سایر اقشار جامعه با افزایش هزینههای زندگی، هزینههای سنگین اداره مطب، مالیات، تجهیزات پزشکی و مشکلات معیشتی روبهرو هستند. گزارشها و اظهارات مسئولان صنفی نشان میدهد که بسیاری از پزشکان، بهویژه پزشکان عمومی و جوان، برای تأمین هزینههای زندگی ناچار به فعالیت در مشاغل دوم و حتی خارج از حوزه پزشکی شدهاند.
اما مسئله اصلی در جای دیگری نهفته است. زمانی که سلامت از یک «حق عمومی» به یک «کالای قابل خرید و فروش» تبدیل شود، بیمار نیز به جای آنکه خود را در جایگاه یک انسان نیازمند درمان ببیند، احساس میکند به یک مشتری تبدیل شده است. در چنین شرایطی، هر هزینه درمانی، هر آزمایش و هر اقدام پزشکی با تردید نگریسته میشود و این پرسش در ذهن بیمار شکل میگیرد که آیا این تصمیم برای بهبود من است یا برای افزایش درآمد؟ این همان نقطهای است که سرمایه اجتماعی نظام سلامت را تهدید میکند.
از سوی دیگر، نباید فراموش کرد که تعمیم دادن تخلفات معدود افراد به کل جامعه پزشکی نیز خطایی بزرگ است. هنوز هزاران پزشک در بیمارستانها، درمانگاهها و مناطق محروم کشور با کمترین امکانات و بیشترین مسئولیت مشغول خدمت هستند. دوران همهگیری کرونا نمونهای روشن بود که نشان داد جوهره اصلی حرفه پزشکی همچنان بر پایه ایثار، تعهد و خدمت بنا شده است. با این حال، برجسته شدن برخی رفتارهای غیرحرفهای، تبلیغات اغراقآمیز و روایتهای منفی در رسانهها، باعث شده تصویر عمومی این فداکاریها کمتر دیده شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازسازی اعتماد میان پزشک و بیمار هستیم. این اعتماد تنها با افزایش تعرفه یا کاهش هزینههای درمان ایجاد نمیشود؛ بلکه به شفافیت، اخلاق حرفهای، نظارت مؤثر، عدالت در دسترسی به خدمات سلامت و مسئولیتپذیری متقابل نیاز دارد. جامعه باید بداند که پزشکی یک حرفه تخصصی و دشوار است و پزشک حق برخورداری از درآمد متناسب با دانش و مسئولیت خود را دارد. در مقابل، جامعه پزشکی نیز باید مراقب باشد که رفتارها و تبلیغات تجاری، شأن این حرفه انسانی را خدشهدار نکند.
اگر روزی مردم پزشکان را تنها از دریچه درآمد و مسائل مالی ببینند و پزشکان نیز بیماران را صرفاً مشتریان خدمات درمانی تلقی کنند، بازنده اصلی این رابطه، سلامت جامعه خواهد بود. حفظ قداست پزشکی نه به معنای نادیده گرفتن واقعیتهای اقتصادی، بلکه به معنای آن است که در میان همه چالشهای مالی، «نجات جان انسان» همچنان مهمترین مأموریت این حرفه باقی بماند.
*کارشناس پرستاری
تاریخ انتشار: ۱ شهريور ۱۴۰۵ ساعت:15:47
